خلاصهای جامع از استاندارد حسابرسی 520 و روشهای تحلیلی

استاندارد حسابرسی 520: روشهای تحلیلی در حسابرسی
کلیات و دامنه کاربرد
استاندارد حسابرسی 520 به کاربرد روشهای تحلیلی به عنوان آزمونهای محتوا در حسابرسی صورتهای مالی میپردازد. همچنین مسئولیت حسابرس در اجرای روشهای تحلیلی در زمان نزدیک به خاتمه کار حسابرسی برای کمک به نتیجهگیری کلی درباره سازگاری صورتهای مالی با شناخت حسابرس از واحد تجاری مطرح شده است. این استاندارد باید همراه با استاندارد 200 (اهداف کلی حسابرس مستقل و انجام حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی) مطالعه شود.
در استاندارد 315، روشهای تحلیلی به عنوان روشهای ارزیابی خطر مطرح شده و استاندارد 330 الزامات و رهنمودهایی درباره ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی (شامل روشهای تحلیلی) در مواجهه با خطرهای ارزیابیشده ارائه میدهد.
اجرای این استاندارد از دوره مالی شروع شده از اول فروردین 1395 به بعد لازمالاجرا است.
اهداف استاندارد
- کسب شواهد حسابرسی مرتبط و قابل اتکا از طریق بهکارگیری روشهای تحلیلی.
- طراحی و اجرای روشهای تحلیلی در زمان نزدیک به خاتمه کار حسابرسی برای کمک به نتیجهگیری کلی درباره سازگاری صورتهای مالی با شناخت حسابرس از واحد تجاری.
تعریف روشهای تحلیلی
روشهای تحلیلی به معنای ارزیابی اطلاعات مالی از طریق تحلیل روابط منطقی بین دادههای مالی و غیرمالی است. این روشها شامل پیجوییهای لازم در صورت شناسایی نوسانات یا روابط مغایر با سایر اطلاعات یا متفاوت با ارزشهای مورد انتظار به میزان قابل ملاحظه میشوند.
الزامات اجرای روشهای تحلیلی
اصول کلی
حسابرس هنگام طراحی و اجرای روشهای تحلیلی به عنوان آزمونهای محتوا باید موارد زیر را مد نظر قرار دهد:
- مناسب بودن روشهای تحلیلی برنامهریزی شده با توجه به خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده و آزمونهای جزئیات احتمالی در خصوص ادعاهای مورد نظر.
- ارزیابی قابلیت اتکای دادهها با توجه به منبع، ماهیت، قابل مقایسه بودن، مربوط بودن و کنترلهای حاکم بر تهیه اطلاعات.
- تعیین و ارزیابی دقت انتظارات نسبت به نسبتها یا مبالغ ثبتشده به منظور تشخیص تحریفهایی که به تنهایی یا در مجموع میتوانند باعث تحریف بااهمیت صورتهای مالی شوند.
- تعیین حداکثر مغایرت قابل پذیرش بین مبالغ ثبتشده و ارزشهای مورد انتظار که نیازی به بررسی بیشتر ندارد.
استفاده از روشهای تحلیلی برای کمک به نتیجهگیری کلی
حسابرس موظف است در زمانی نزدیک به خاتمه کار حسابرسی، روشهای تحلیلی را طراحی و اجرا کند تا به نتیجهگیری کلی درباره سازگاری صورتهای مالی با شناخت خود از واحد تجاری کمک نماید.
پیجویی نتایج روشهای تحلیلی
اگر روشهای تحلیلی نوسانات یا روابط مغایر قابل ملاحظهای با سایر اطلاعات یا ارزشهای مورد انتظار را مشخص کند، حسابرس باید این تفاوتها را از طریق موارد زیر پیجویی نماید:
- پرسوجو از مدیران اجرایی و کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب مرتبط با پاسخها
- اجرای سایر روشهای حسابرسی لازم
توضیحات کاربردی
تعریف عملی روشهای تحلیلی
- مقایسه اطلاعات مالی واحد تجاری با اطلاعات دورههای قبل، نتایج مورد انتظار (بودجهها، پیشبینیها، انتظارات حسابرس) و اطلاعات مشابه صنعت یا سایر واحدهای تجاری هماندازه.
- توجه به روابط بین عناصر اطلاعات مالی یا بین اطلاعات مالی و غیرمالی مانند هزینههای حقوق و دستمزد و تعداد کارکنان.
- روشهای تحلیلی میتواند از مقایسههای ساده تا تحلیلهای پیچیده آماری متغیر باشد و در بخشهای مختلف صورتهای مالی یا تلفیقی کاربرد دارد.
روشهای تحلیلی و آزمونهای محتوا
- آزمونهای محتوا ممکن است شامل آزمونهای جزئیات، روشهای تحلیلی یا ترکیبی از هر دو باشند.
- انتخاب روشهای حسابرسی بر اساس قضاوت حسابرس درباره اثربخشی و کارایی آنها در کاهش خطر حسابرسی به سطح قابل قبول است.
- حسابرس میتواند درباره قابلیت دسترسی و اتکای اطلاعات لازم برای استفاده از روشهای تحلیلی و نتایج آنها از مدیران اجرایی پرسوجو کند.
مناسب بودن روشهای تحلیلی برای ادعاهای مورد نظر
- روشهای تحلیلی معمولاً برای معاملات با حجم زیاد و قابل پیشبینی در طول زمان کاربرد بیشتری دارند.
- مناسب بودن روش تحلیلی خاص به ارزیابی حسابرس از اثربخشی آن در کشف تحریف بااهمیت بستگی دارد.
- مدلهای ساده پیشبینی نیز میتوانند به عنوان روش تحلیلی اثربخش باشند — مثلاً تخمین هزینه حقوق و دستمزد بر مبنای تعداد کارکنان ثابت.
- روشهای تحلیلی مختلف سطوح اطمینان متفاوتی فراهم میکنند؛ مثلاً پیشبینی درآمد هتل بر اساس نرخهای اتاق و تعداد اتاقها شواهد متقاعدکنندهای فراهم میآورد.
- ماهیت ادعا و ارزیابی خطر تحریف بر مناسب بودن روش تحلیلی تأثیرگذار است؛ مثلاً در صورت ضعف کنترلهای پردازش سفارشهای فروش، آزمونهای جزئیات ممکن است ارجح باشد.
- روشهای تحلیلی ممکن است همراه با آزمونهای جزئیات برای کسب شواهد در مورد یک ادعا به کار روند.
- در حسابرسی واحدهای بخش عمومی، روابط مالی معمول ممکن است صدق نکند و دادههای مقایسهای صنعت ممکن است در دسترس نباشد. در این موارد روابط دیگر مانند تغییرات مخارج ساخت جاده یا تعداد وسایل نقلیه خریداریشده ممکن است کاربرد داشته باشد.
ارزیابی قابلیت اتکای دادهها
قابلیت اتکای دادهها به ماهیت، منبع و شرایط کسب دادهها بستگی دارد. هنگام تعیین قابلیت اتکای دادهها برای طراحی روشهای تحلیلی، موارد زیر باید مد نظر قرار گیرد:
| عامل | توضیح |
|---|---|
| منبع اطلاعات | اطلاعات مستقل برونسازمانی معمولاً قابل اتکاتر هستند. |
| قابلیت مقایسه اطلاعات | دادههای کلی صنعت ممکن است نیاز به اطلاعات تکمیلی برای مقایسه با واحد تجاری خاص داشته باشند. |
| ماهیت و مربوط بودن اطلاعات | بودجهها باید بر اساس انتظارات معقول و نه اهداف تعیین شوند. |
| کنترلهای حاکم بر تهیه اطلاعات | وجود کنترلهای مناسب در تهیه اطلاعات باعث افزایش قابلیت اتکا میشود. |
حسابرس میتواند اثربخشی کنترلهای حاکم بر تهیه اطلاعات را ارزیابی کند که این موضوع به افزایش اطمینان از قابلیت اتکای دادهها و نتایج روشهای تحلیلی منجر میشود.
ارزیابی دقت انتظارات
حسابرس باید ارزیابی کند که آیا انتظارات قابل تعیین با دقت کافی هستند تا تحریفی که ممکن است به تنهایی یا در مجموع با سایر تحریفها باعث تحریف بااهمیت صورتهای مالی شود را شناسایی کنند. عوامل مؤثر عبارتند از:
- صحت پیشبینی نتایج مورد انتظار، مثلاً نسبت سود ناخالص معمولاً یکنواختتر از هزینههای اختیاری است.
- میزان تفکیکپذیری اطلاعات، مثلاً تحلیل بخشهای مجزا مؤثرتر از کل صورتهای مالی است.
- قابلیت دسترسی به اطلاعات مالی و غیرمالی مانند بودجهها، پیشبینیها و تعداد محصولات تولید شده یا فروخته شده.
تعیین میزان تفاوت قابل پذیرش بین مبالغ ثبت شده و ارزش مورد انتظار
میزان تفاوت قابل پذیرش بین مبالغ ثبت شده و ارزشهای مورد انتظار که بدون پیجویی بیشتر قابل قبول است، به سطح اهمیت و میزان اطمینان مورد نیاز بستگی دارد. هرچه خطر ارزیابی شده بیشتر باشد، میزان تفاوت قابل قبول کمتر شده و نیاز به شواهد متقاعدکننده بیشتر میشود.
کمک روشهای تحلیلی به نتیجهگیری کلی
- نتایج روشهای تحلیلی در زمان نزدیک به خاتمه کار حسابرسی برای تأیید نتایج سایر آزمونها و رسیدگیها به کار گرفته میشود تا به نتیجهگیری معقول حسابرس کمک کند.
- این نتایج ممکن است مخاطرات تحریف بااهمیت جدیدی را شناسایی کنند که در این صورت حسابرس باید ارزیابی خطر و روشهای حسابرسی طراحیشده را بازنگری نماید.
- روشهای تحلیلی مورد استفاده در این مرحله ممکن است مشابه روشهایی باشند که برای ارزیابی خطر به کار رفتهاند.
پیجویی نتایج روشهای تحلیلی
- حسابرس باید پاسخهای مدیران اجرایی به پرسوجوها را ارزیابی کند و در این ارزیابی شناخت خود از واحد تجاری و سایر شواهد حسابرسی را مد نظر قرار دهد.
- اگر مدیران اجرایی نتوانند توضیح کافی ارائه دهند یا توضیحات همراه با شواهد کافی نباشد، حسابرس باید سایر روشهای حسابرسی لازم را اجرا کند.