تحلیل حساسیت در اکسل برای بودجه؛ آزمون فروش و هزینه
با ساخت یک مدل بودجه شفاف در اکسل، اثر تغییر حجم فروش، نرخ فروش و هزینه متغیر را بر سود، حاشیه سود ناخالص و نقطه سر به سر بسنجید؛ سپس نتایج را به تصمی
مقاله

دامنه کاربرد: این استاندارد مسئولیت حسابرس را در زمینه اطلاعرسانی ضعفهای کنترلهای داخلی مشخص شده در حسابرسی صورتهای مالی به ارکان راهبری و مدیران اجرایی تعیین میکند. این استاندارد الزامات بیشتری نسبت به استانداردهای 315 و 330 در زمینه شناخت کنترلهای داخلی و آزمون کنترلها ندارد و باید همراه با استاندارد 200 مطالعه شود.
حسابرس باید کنترلهای داخلی مرتبط با حسابرسی صورتهای مالی را برای تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت بررسی کند تا بتواند روشهای حسابرسی مناسب طراحی کند. ارزیابی اثربخشی کنترلها جهت اظهارنظر نیست بلکه برای طراحی روشهای حسابرسی است. ضعفهای کنترل داخلی میتواند در هر مرحله از حسابرسی مشخص شود و حسابرس موظف به اطلاعرسانی ضعفهای بااهمیت است.
این استاندارد مانع اطلاعرسانی سایر مسائل کنترل داخلی توسط حسابرس نمیشود.
این استاندارد برای حسابرسی صورتهای مالی دورههای مالی آغاز شده از اول فروردین 1394 و پس از آن لازمالاجرا است.
هدف اصلی، اطلاعرسانی ضعفهای کنترل داخلی مشخص شده که از نظر حسابرس برای ارکان راهبری و مدیران اجرایی اهمیت کافی دارد، میباشد.
حسابرس باید بر اساس کار انجام شده مشخص کند که آیا ضعف یا ضعفهایی در کنترلهای داخلی وجود دارد یا خیر (بندهای ت-1 تا ت-4).
در صورت شناسایی ضعف، باید مشخص کند که آیا این ضعفها به تنهایی یا در مجموع بااهمیت هستند یا نه (بندهای ت-5 تا ت-8).
ضعفهای بااهمیت کنترلهای داخلی باید به صورت مکتوب و به موقع به ارکان راهبری گزارش شود (بندهای ت-9 تا ت-15 و ت-23).
حسابرس ممکن است در خصوص یافتهها با مدیران اجرایی مذاکره کند تا اطلاعات بیشتری کسب کند و در صورت لزوم به آنها هشدار دهد. سطح مدیران اجرایی برای مذاکره باید آشنا به حوزه کنترلها و دارای قدرت اصلاح ضعفها باشد. در مواردی که ضعفها به صلاحیت یا درستکاری مدیران تردید وارد کند، مذاکره مستقیم مناسب نیست.
اهمیت ضعفها به وقوع تحریف، احتمال وقوع و تبعات آن بستگی دارد. ممکن است ضعفهای بااهمیت وجود داشته باشند حتی اگر تحریفی کشف نشده باشد.
نمونههایی از موارد موثر در ارزیابی اهمیت ضعفها:
یک ضعف به تنهایی ممکن است بااهمیت نباشد اما ترکیب چند ضعف میتواند خطر تحریف بااهمیت را افزایش دهد و به عنوان ضعف بااهمیت شناخته شود.
اطلاعرسانی کتبی ضعفهای بااهمیت به ارکان راهبری ضروری است و در انجام مسئولیت نظارتی آنها کمک میکند. زمان صدور گزارش باید به گونهای باشد که به ایفای مسئولیتهای نظارتی کمک کند.
گزارش کتبی باید در چارچوب تکمیل پرونده حسابرسی صادر شود که معمولاً تا 60 روز پس از تاریخ گزارش حسابرس زمان مناسبی است.
اطلاعرسانی شفاهی به مدیران اجرایی و در موارد مقتضی به ارکان راهبری نیز میتواند به صورت زودهنگام انجام شود اما مسئولیت اطلاعرسانی کتبی را کاهش نمیدهد.
مدیران اجرایی و ارکان راهبری ممکن است پیشتر از ضعفهای بااهمیت مطلع باشند و به دلایلی از اصلاح آنها خودداری کرده باشند. مسئولیت ارزیابی هزینه و منافع اصلاح به عهده آنها است و اطلاعرسانی حسابرس بدون توجه به این ملاحظات انجام میشود.
در صورت عدم اصلاح ضعفهای بااهمیت گزارش شده در حسابرسی قبلی، اطلاعرسانی باید تکرار شود. عدم اصلاح ممکن است خود نشانه ضعف بااهمیت باشد.
ساختار اطلاعرسانی ممکن است سادهتر باشد.
سطح مناسب مدیران اجرایی برای اطلاعرسانی فردی است که مسئول ارزیابی ضعفها و انجام اقدامات اصلاحی است، معمولاً مدیرعامل یا مدیر مالی.
برخی ضعفها ممکن است تردید در صلاحیت یا درستکاری مدیران ایجاد کند؛ در این موارد اطلاعرسانی مستقیم به مدیران اجرایی مناسب نیست.
حسابرس ممکن است ضعفهای غیر بااهمیت را نیز به مدیران اجرایی اطلاع دهد که ارزش اطلاعرسانی دارد، این اطلاعرسانی معمولاً شفاهی و بر اساس قضاوت حرفهای انجام میشود.
اگر این ضعفها قبلاً اطلاعرسانی شده یا توسط اشخاص دیگر گزارش شده باشند، اطلاعرسانی مجدد لازم نیست مگر تغییر مدیریتی یا اطلاعات جدید وجود داشته باشد.
عدم اصلاح ضعفهای غیر بااهمیت ممکن است به ضعف بااهمیت تبدیل شود که باید به ارکان راهبری اطلاع داده شود.
ارکان راهبری ممکن است بخواهند درباره سایر ضعفها اطلاع داشته باشند که حسابرس میتواند به صورت شفاهی یا کتبی اطلاعرسانی کند.
حسابرسان بخش عمومی ممکن است مسئولیتها و الزامات اطلاعرسانی بیشتری نسبت به این استاندارد داشته باشند.